ابو القاسم راز شيرازى
496
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
اتَّبَعَ الْهُدى « 23 » . و ديگر : سلام كردن به طبيب نصرانى و يهودى است به جهت مصلحت و احتياج ؛ و فايدهء سلام به او نخواهد رسيد . و ديگر : مصافحه با يهودى و نصرانى و مجوس و ناصبى موجب غسل دست است . و ديگر : نوشتن سلام از براى سلاطين كفّار يا ملل مختلفه به جهت قضاى حاجت جائز است ؛ چنانكه حضرت رسول ( ص ) به كسرى و قيصر روم نوشتند . و ديگر : عدم تفحّص و تفتيش احوال ناس است . و ديگر : اگر خواهد محبّت يا بغض خلق را نسبت به خود يابد ، رجوع به قلب خود كند كه : « القلب يهدي الى القلب » « 24 » . ديگر : عيادت كردن مرضاى برادران است . و ديگر : اجابت دعوت و وعده خواستن ايشان است . ديگر : هرگاه عبد عطسه نمايد گويد : الحمد للّه لا شريك له ، يا : الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ؛ و تفسير فرمودهاند آيهء إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ « 25 » را به عطسهء قبيحهء خشن ؛ و عطسه شاهد حقّ است از براى متكلّم . ديگر : بزرگ داشتن شيخ كبير السّنّ است ، و توقير او باعث ايمنى از فزع روز قيامت است ، تبجيل « 26 » او تبجيل حقّ تعالى است . ديگر : گرامى داشتن امام عادل و برادران ايمانى و حاملين « قرآن » است ؛ و كسى كه استخفاف « 27 » نمايد به مؤمن كبير السّنّى ، حقّ مىفرستد كسى را كه استخفاف كند او را قبل از موت . ديگر : گرامى داشتن بزرگان قوم است ؛ چنانكه گرامى داشت حضرت رسول ( ص )
--> ( 23 ) - درود بر آنان كه از هدايت پيروى كنند : سورهء 20 آيهء 47 ( 24 ) - دل بدل راه مىنمايد . ( 25 ) - همانا كه ناهنجارترين صدا صداى درازگوشان است : سورهء 31 آيهء 19 ( 26 ) - بزرگداشت ( 27 ) - توهين كردن و خوار شمردن